حکایت

و کل ماجرا به همین سادگی است که می‌گویم:


حکایتی در ما هست

که برای گفتن‌اش به این‌جا آمده‌ایم

آن وقت

باران را بر ما نازل می‌کنند

تا غروب‌های ما غم‌انگیزتر شود

و باد را بر گندم‌زاران

و کوه را سنگ به سنگ

و بر لبان رودخانه‌ها

هجاهایی از جهان‌هایی که پیش از این در آن‌ها زیسته‌ایم

و از همه بدتر

ماه را

در آسمانی که این‌همه وسعت دارد

تنها گذاشته‌اند که ما را به گریه بیاندازند


با این‌همه

این‌ها همه

پس‌زمینهٔ آن حکایتی‌ست که باید به یاد بیاوریم

اما

نمی‌آوریم. *


* شعرهای جمهوری / حافظ موسوی

/ 1 نظر / 54 بازدید
pooriapooria

سلام حراج کتانی و تی شرت به مدت محدود در فروشگاه مدشو www.modsho.com